قالب وردپرس شرکتی کوادکوپتر
خانه / ادبیات / قصه و داستان کودک

قصه و داستان کودک

دانلود کتاب بهترین قصه ها برای بچه ها – جلد اول

بهترین قصه ها

در گذشته کودکان با طنین صدای مادر و مادربزرگ و نقالان و قصه گویان با افسانه ها و داستان های عامیانه آشنا می شدند اما امروزه با توجه به مشکلات موجود این ارتباط کمرنگ شده و دیگر اثری از قصه و قصه گویی نیست. کتابی که هم اینک مقابلتان قرار دارد، گلچینی از بهترین قصه ها و حکایت های مردم این مرز و بوم است که از منابع مختلف جمع …

توضیحات بیشتر »

دانلود کتاب قصه های پیامبران

پیامبران

کتاب قصه‌های پیامبران نوشته فرزانه تقدیری ، با بیان ساده و روان برای هر سنی مناسب می باشد. این کتاب شامل داستانهای زیبا از زندگی پیامبرانی ست که نام آنها در قرآن ذکر شده است. با این داستانها می توانید کودکان خود را با پیامبران الهی و رسالت و معجزه پیامبران آشنا کنید. نام کتابهای پیامبران که در قرآن کریم آمده است: زبور کتاب حضرت داود (ع) صحف کتاب حضرت ابراهیم (ع) …

توضیحات بیشتر »

دانلود کتاب کوه های سفید

کوههای سفید

کتاب کوه های سفید، مناسب برای گروه سنی کودک و نوجوان در چند بخش تالیف شده است. کتاب اول از سه گانه کریستوفر – نویسنده کتابهای علمی تخیلی: ۱٫ کوهای سفید ۲٫ شهر طلا وسرب ۳٫ برکه آتش ۴٫ وقتی سه پایه به زمین آمدند کوه های سفید اولین کتاب از سری کتابهای سه گانه ی جان کریستوفر می باشد. او که نویسنده کتابهای علمی تخیلی نویس است ، شهر …

توضیحات بیشتر »

دانلود کتاب پینوکیو

پینوکیو

ماجراهای پینوکیو (به ایتالیایی: Le avventure di Pinocchio. Storia di un burattino) رمان ایتالیایی نوشته کارلو کلودی (Carlo Collodi)در قرن نوزدهم است. شخصیت اصلی این رمان یک آدمک چوبی است که دماغ چوبی او مشخصۀ بارز این شخصیت تخیّلی‌است. داستان در مورد پیرمرد نجاری است که بچه‌ای ندارد و تنهاست. پدر ژپتو به‌همراه یک گربه و دارکوب که با درست کردن اشیاء چوبی امرار معاش می‌کند. او با درست کردن عروسکی چوبی به اسم پینوکیو باور می‌کند که کودکی دارد. …

توضیحات بیشتر »

دانلود قصه اشک مار

قصه اشک مار قصه ای کودکانه و احساسی است. از ارتباط یک چوپان و مار. سالها پیش در یکی از دهکده های هندوستان چوپانی فقیر زندگی میکرد. اسم این چوپان حسن بود. حسن هر روز صبح نی خود را بر میداشت و همراه گله و سگ باوفایش از دهکده بیرون میرفت. روزی حسن گله را در دشتی به چرا واداشته بود، و خودش روی سنگی نشسته و نی میزد. در نزدیکی …

توضیحات بیشتر »