قالب وردپرس شرکتی کوادکوپتر
خانه / کتابهای ممنوعه

کتابهای ممنوعه

دانلود کتاب شاه نعمت الله ولی بدون تحریف

دانلود کتاب شاه نعمت الله ولی

دانلود کتاب شاه نعمت الله ولی – جلد اصلی کتاب بدون تحریف شاه نعمت الله ولی یک از صوفیان بزرگ ایران و یکی از پیشگویان بزرگ و به نام ایران و جهان است. کتاب چاپ قدیم و با زبان فارسی اردو است. کتاب پیشگویی های شاه نعمت الله ولی در بسیاری از نسخه ها تحریف شده و براساس اعتقادات و نظرات شخصی در عصر معاصر تغییر پیدا کرده است که …

توضیحات بیشتر »

دانلود دیوان اشعار ایرج میرزا بدون سانسور

دیوان اشعار ایرج میرزا

دیوان اشعار ایرج میرزا کامل و بسیاری از شعرهای سانسور شده ایرج میرزا در این نسخه یافت می شود. این کتاب در کتابخانه ملی کانادا نگهداری می شود. آثار و دیوان اشعار ایرج میرزا مشتمل بر غزلیات، قصاید، قطعات و چندین مثنوی از جمله مثنوی “زهره و منوجهر” و “عارف نامه” است. فهرست دیوان اشعار ایرج میرزا جواب به خرده گیر بر سنگ مزار شراب مادر تصویر زن جهاد اکبر …

توضیحات بیشتر »

دانلود کتاب پشت بخار آینه

آینه

کتاب بدون مجوز پشت بخار آینه ، با نویسندگی شخصی مجهول ، وضعیت تاریخ کشور ایران را مورد بررسی قرار می دهد. مشکلات سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی این کشور پس از جنگ جهانی دوم، که از بزرگترین جنگهای تاریخ می باشد، بیان می شود. در این کتاب سعی کرده ام واقعیت هایی از پشت پرده سیاست در کشور ایران را جهت آگاهی به اطلاع برسانم و پرده از اسرای …

توضیحات بیشتر »

دانلود کتاب یازده دقیقه اثر پائولو کوئیلو

کتاب یازده دقیقه

کتاب یازده دقیقه ،تصویری از زندگی یک زن روسپی مهاجر در ژنو است.. زنی که بدنش را در ازای یازده دقیقه لذت می فروشد.. بعد از خواندن کتاب بیشتر عاشق کوئلیو خواهید شد. آنچه پیش رو دارید ترجمه کامل کتاب یازده دقیقه پائولو کوئیلو ،از سری کتابهای بدون سانسور می باشد. بعضی کتابها مارا به فکر وادار می کنند،بعضی ها ما را با واقعیت های زندگی رو به رو می …

توضیحات بیشتر »

دانلود کتاب صوتی روز اول قبر صادق چوبک

توضیحات:  مرد تو رختخوابش غلت می‌زد و خوابش نمی‌برد. برای اینکه ونگ ونگ توله سگ‌های تو خرابه قاتی خوابش شده بود و تو سرش ژُق زُ‌ق می‌کرد. خودش دیده بود که چگونه مادر آن‌ها ظهر روز پیش زیر ماشین رفته بود و لاشه خون‌آلودش را تو خرابه‌ای‌ که خانه‌اش بود و بچه‌هایش را همانجا زائیده بود انداخته بودند و حالا زر و زِر آن‌ها تو سرش را می‌خراشید.   راوی : امیر …

توضیحات بیشتر »